اول دفتر به نام ايزد دانا صانع پروردگار حي توانا
فرادرماني شاخه اي از درمان هاي مکمل مي باشد و ماهيتي کاملا عرفاني داشته،زيرمجموعه اي از عرفان حلقه (که توسط استاد محمد علي طاهري بنيان گذاري شده است)به شمار مي آيد.در اين شاخه درماني بيمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعور کيهاني(شبکه آگاهي و هوشمندي حاکم بر جهان هستي )متصل شده و ضمن ارائه اطلاعاتي از نحوه اتصال خود،از طريق ديدن رنگ ها ،نور ها،احساس حرکت و فعاليت نوعي انرژي در درون بدن و همچنين از طريق گرم شدن،سرد شدن ،درد گرفتن ،تير کشيدن و.....اعضاي معيوب و تنش دار در بدن او مشخص شده و با حذف علايم روند درمان آغاز مي شود.نام فرادرماني از انجا بر روي اين شاخه گذارده شده است که از نگرشي به نام فراکل نگري ناشي شده است. دراين نگرش به انسان به وسعت و عظمت جهان هستي نگاه مي شود نه صرفا مشتي گوشت و پوست و استخوان.جهان انسان شدو انسان جهاني ازاين پاکيزه تر نبود کلامي (شبستري)در اين نگرش انسان مجموعه اي است از کالبدهاي مختلف مانند کالبد فيزيکي(جسم)،کالبد رواني ،کالبد ذهني و کالبدهاي متعدد ديگر،مبدل هاي انرژي مختلف(چاکراها)کانال هاي محدود و مسدود انرژي(کانال هاي مطروحه در طب سوزني)،حوزه هاي مختلف انرزي مانند حوزه انرژي پولاريتي بدن،حوزه بيوپلاسما ،شعور سلولي،فرکانس مولکولي و بي نهايت اجزاي متشکله ناشناخته ديگر که براي درمان به همه اجزاي وجودي توجه شده و کل وجود انسان به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کيهاني قرار مي گيرد تا با صلاحديد و هوشمندي آن نسبت به رفع اختلال در اجزاي مختلف کارهاي لازم توسط شبکه صورت گرفته و بيمار مراحل درمان را طي نمايد.براي درمان همه نوع بيماري مي توان از فرادرماني کمک گرفت زيرا اين کار توسط شعور و هوشمندي کيهاني (الهي)انجام مي شود و براي چنين شعوري هر نوع اصلاح و رفع هي نوع اختلالي در بدن امکان پذير مي باشد.همه افرادبا مواجه شدن با اختلالات جسمي،رواني و ذهني بلافاصله اقدام به مراجعه به پزشکان متخصص نموده و تمام مراحل شناسايي بيماري خود را اعم از انجام آزمايشات لازم گرفته تا مصرف داروهاي تجويز شده را دنبال مي کنند.بيمار تنها زماني به فکر آزمايش روش هاي ديگر مي افتد که از درمان هاي رايج نتتيجه اي نگرفته باشد و اگر طب رايج بتواند مشکل آنها را حل کند چگونه ممکن است بيمار درمان خود را به روش هاي ظاهرا ناشناخته بسپارد؟تقريبا 100درصد مراجعه کنندگان به طب مکمل و جايگزين کساني هستند که داراي بيماري هاي لاعلاج مي باشند و پزشکي رايج نتوانسته براي انها کاري انجام دهد و يا بيماري آنها صرفا توسط دارو تحت کنترل است که البته ان هم به تدريج کارايي خود را از دست مي دهد و بيمار کماکان با بیمري خود دست يه گريبان است.کارايي فرادرماني به سادگي قابل هرگونه بررسي است و هيچگونه مداخله اي در کار پزشکي ندارد.براي اثبات اين موضوع سه اصل از اصول ان را در اينجا ياداوري مي کنيم که عبارت است از:اصل: الويت درمان با پزشکي رايج مي باشد و در صورتي که موثر واقع نشده باشد فرادرمانگير(کسي که از درمانهاي رايج نتيجه اي نگرفته است)مي توان از فرادرمانگر(کسي که فرادرماني را روي فرادرمانگير آزمايش مي کند)در جهت آزمايش فرادرماني کمک بگيرد.اصل: کساني که داروهايي مصرف مي کنند که نمي توانند آنها را به يکباره قطع کنند و تاکنون هم نتيجه اي از درمان رايج نگرفته اند مي توانند از طريق فرادرماني جهت معالجه اقدام نموده و زير نظر پزشک معالج خود پيشرفت هاي درماني را پيگيري کرده و با نظر انان نسبت به کاهش دارو اقدام نمايند.اصل: اطلاع از نوع بيماري فرد تاثيري در فرادرماني ندارد.(چه بسيار بيماريهايي که خود شخص از آنها بي اطلاع بوده و در جريان فرادرماني ظاهر شده و در روند بهبود قرار مي گيرند)نوع بيماري اشخاص محرمانه بوده و فرادرمانگير حق پرسش در اين مورد را تداردمگر با تمايل خود بيمار که اين موضوع کمکي به فرادرمانگر نمي کند.نکته مهم در اين مکتب اين است که بر خلاف خيلي از روش ها درمان توسط درمانگر انجام نمي شود بلکه از طريق اتصال با شبکه شعور کيهاني صورت مي گيرد و درمانگر صرفا نقش يک واسطه را بازي مي کنددتا حلقه اي به نام "حلقه وحدت" که حلقه اي بسيار هوشمند مي باشد تشکيل شود.سعدي درمورد اين حلقه مي گويد:سلسله موي دوست حلقه دام بلاست هرکه در اين حلقه نیست فارغ از اين ماجراستو در قران نيز از اين حلقه به نام "حبل الله" نام برده شده است.شرط اساسي براي نتيجه گرفتن از فرادرماني حضور بي طرفانه در اين حلقه مي باشد که فرد در ان مانند يک شاهد و نظاره گر شرکت مي نمايد بدون هيچگونه پيش داوري منفي و حتي ترديد و دودلي.خارج بودن از اين حلقه نيز به معني محروم بودن از اين فيض الهي است حافظ در اين باره مي گويد:هر ان کس که دراين حلق نيست زنده به عشق بر او نمرده به فتوي من نماز کنيدنکته خيلي مهم: سن،جنسيت،مليت،ميزان تحصيلات،مطالعات،معلومات،تعاليم و تجارب عرفاني و فکري،استعداد و لیاقت هاي فردي ،نوع و نحوه تغذيه ،ورزش و رياضت ،دين و و مذهب و... هيچ گونه تاثيري در کار با شبکه شعور کيهاني ندارند زيرا اين اتصال و برخورداري از مدد ان فيض و رحمت عام الهي بوده و بدون استثنا شامل همه انسانها مي باشد:بيا که دوش به مستي سروش غيبنويد داد که عام است فيض رحمت او (حافظ)
مبع:وبلاگ رسمی موسسه عرفان حلقه
interuniversal.persianblog.ir
¤ نوشته شده در ساعت 08:23
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (6)
عرفان کیهانی چیست؟ بیایید از زبان خود استاد طاهری ببینیم عرفان کیهانی چیست.
عرفان کیهانی(حلقه)
عرفان کیهانی (حلقه)، بینشی است عرفانی که با چارچوب عرفان این مرز و بوم مطابقت دارد. اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد "شبکه شعور کیهانی" استوار است و همه مسیر سیر و سلوک آن از طریق اتصال به این حلقه ها صورت می گیرد. فیض الهی به صورت های مختلف در حلقه های گوناگون جاری بوده و در واقع حلقه ها، همان رحمت عام الهی است که می تواند مورد بهره برداری عملی قرار گیرد. از آن جا که اتصال نمی تواند بر اساس تکنیک و فن و روش حاصل شود، لذا در این شاخه نیز هیچ گونه فن و روش و تکنیک و... وجود نداشته و در آن توان های فردی هیچ جایگاهی ندارد.
محورهای اصلی عرفان کیهانی (حلقه) عبارتند از:
- آشنایی نظری و عملی با رحمت عام و خاص الهی و حلقه های متعدد آن.
- اتصال به شبکه ی مثبت ( شبکه ی شعور کیهانی ) و اجتناب از شبکه منفی.
- شاهدی و نظاره گری (تسلیم)
- شناخت "من دون الله" و اجتناب از آن
- شناخت "کمال و قدرت" و حرکت به سمت کمال و اجتناب از قدرت (شناخت حدود الهی – شناخت عرفان کمال و عرفان قدرت).
- شناخت "دانش کمال" به عنوان تنها بخشی از داشته های انسان، که قابل انتقال به زندگی بعدی می باشد.
- توجه به معرفت مراسم و مناسک، به جای تشریفات و ظاهر آن ها.
- توجه به اشتیاق، که پول رایج دنیای کمال بوده و در این وادی، مشتاق ترین ها، همانا ثروتمند ترین ها هستند و همه چیز در این وادی مزد اشتیاق است.
- توجه کامل به اختیار انسان که تعیین کننده ی کمال و کیفیت حرکت او می باشد.
عرفان حلقه نوعی سیر و سلوک است که مباحثی عرفانی را مورد بررسی نظری و عملی قرار می دهد. و از آن جا که انسان شمول است همه انسانها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین و مذهب و عقاید شخصی می توانند جنبه ی نظری آن را پذیرفته و جنبه عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند.
اصل: هدف از این شاخه عرفانی کمک به انسان در راه رسیدن به کمال و تعالی می باشد، حرکتی از عالم کثرت به عالم وحدت. در این راستا همه تلاش ها برای نزدیک شدن انسانها به یکدیگر صورت گرفته و از هر عاملی که باعث جدایی و ایجاد تفرقه بین آنها می شود، اجتناب به عمل می آید.
(کتاب انسان از منظری دیگر اثر استاد محمد علی طاهری )
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 02:03
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (2)

به نام بی نام او
عــــــاشـــق یـارم مـرا با کفر و با ایمان چه کار کـــشـته یارم مرا با وصل و با هجران چه کار
کــــشته عــــشــقـم مرا از شحنه و والی چه غم مــــفـــلس عـــورم مرا با عامل دیوان چه کار
پـــرده دار و حـــــــاجـــب و دربان ندارد درگهش پـس مـرا با پرده دار و حاجب و دربان چه کار
مــسجد و مـحراب ما، ابروی جانان است و بس چـون چنین است حال ما، با گفته اینان چه کار
چونکه اندر هر دو عالم مقصدم یار است و بس با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه کار
¤ نوشته شده در ساعت 01:55
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
صورت تجلی گاه معنی است.شاعر شعر خود،نقاش تصویر خود و معمار بنای خود را ابتدا در ذهن و اندیشه خویش می سراید نقاشی می کند و می سازد شعر نقاشی و بنایی که پدید آمده صورت آن چیزی است که در ذهن بوده است اما آن صورت هرگز عین آن معنی ذهنی نیستبلکه عکسی از آن است همان طور که اثر از موثر پدید می آید ولی موثر عین اثر نیست صورت ها تجلی های عالم بی صورتی اند ولی تجلی نمی تواند عین تجلی دهنده باشد صورت مدرسه دانش را متجلی می کند و...اما آنکه این بی صورتی را در ذهن و تصور به وجود می آورد خدایی است که از همه اینها متعالی تر و منزه تر است بدین ترتیب همه صورت هایی که گاه متضاد هم دیده می شوند از عالم بی صورتی پدید می آیند و در عالم وحدتی به وجود می آورند که گاه همدیگر را تکمیل و گاه اظهار می کنند انسان مادامی که برای خویش هستی قائل نباشد از صورت رها می شود و به آشکار کننده صورت میل می کند همان طور که صورت از بی صورتی پدید می آید هستی نیز از عدم به وجود می اید انسان فانی شده به هستی حقیقی واصل گردد
ان صور در بزم کز جام خوشیست
فایده او بی خودی و بی هشیست
¤ نوشته شده در ساعت 10:13
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (1)
شبکه شعور کیهانی، مجموعه هوش و خرد یا آگاهی حاکم بر جهان هستی بوده که به آن آگاهی نیز گفته میشود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی می باشد (آگاهی،
ماده، انرژی). نظر به اینکه، آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بُعد زمان و مکان بر آن حاکم نبوده و درمان به کمک این شبکه از راه دور و نزدیک امکان پذیر می باشد و همچنین فاقد کمیت بوده و قابل اندازه گیری نیست و همان گونه که ذکر شد، فقط با ایجاد انگیزش هایی در بدن بیمار، نقطه اثر آن آشکار می شود؛ بنابراین، درمانگر نمی تواند از بابت قدرت آن، چیزی را به خود نسبت دهد.
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 07:38
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
تو با آن يك كلامت خانه ام را سبز كردي ...
دل ديوانه ام را عاشق پرواز كردي ...
تو گفتي آسمان جاي من و توست ...
و با اين جمله عشق آغاز كردي ...
¤ نوشته شده در ساعت 07:14
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
به نام بی نام او
کرامت
این همه گفتیم لیک اندر بسیج
بی عنایـات خداهیچیم هیـچ
بی عنایات حق و خاصان حق
گر ملک باشد سیاهستش ورق
کیمیا صنعتی است که به یاری اکسیر که ماهیت آن معلوم نیست نقره،مس و دیگر فلزات را ذوب می کنند و به طلا مبدل می سازند.اما کیمیای اصلی قدرت نفوذ و نظر و اصلان حق است که قلب ها را به طلای تمام عیاار بدل می کند.
مولانا در یکی از خطابه هایش می گوید:«یکی ازین جا به زودی یا به لحظه ای به کعبه رود،چندان عجب و کرامت نیست باد سموم را نیز این کرامت هست،به یک روز و به یک لحظه هر کجا که خواهد برود،کرامت آن است که ترا از حال دون به حال عالی آرد.»(فیه مافیه،صفحه118)
آنگونه که تعریف می شود؛کرامت اموری است که صرفا در ید قدرت قادر تواناست و هیچ کس جز به تایید الهی قادر به آنجام چنان اموری نیست.بنابراین کرامت موافق عدل الهی بوده و در جهت کمال انسان می باشد.خداوند انسان را با کرامت انسانی اشرف مخلوقات خلق کرد و بزرگترین مایه،مقام و عزت را برایش ارزانی نمود.در نظر انسانی که می بیند خداوند درون هر ذره ای عالمی آفریده است، و این حقیقت را می داند و درمی یابد و تامل می کند هر ذره ای معجزه ای و کرامتی است.اما انسان های غافل ،مقام جو،دولت جو و خودبین که همواره پی خواسته های پوچ و باطل , کسب قدرت و جاه بوده اند،چه بسا از جانب شبکه منفی صاحب صفات و به اصطلاح کرامات منفی شده اند.اما آیا افعال اینان که همه عمر خود را صرف اسباب ناپایدار ،هرزه خواهی و هرزه گردی می کنند؛کرامات الهی است؟یا کرامات شیطانی؟
کیمیاگران گردون اولیاء حق اند که دل انسانها را به زر بدل می کنند و دلها را با نقش های اخلاص و محبت می آرایند.انسانهای کاملی هستند که نه برای نفس خود ، بلکه به امر الهی برای انسانها و انسانیت تلاش می کنند اما کیمیاگران دنیا برای سود خویش می کوشند ،سعی در کسب قدرت و مقام داشته پیوسته درجا می زنند .کجا اینان می توانند در مسیر کمال گام بردارند.
روزی نورالدین ولد جیجا پیش مولانا از حاجی بکتاش حکایت می کرد که:آب را به خون بدل می ساخت.مولانا گفت:«کاشکی خون را آب کردی،چه آب طاهر را نجس کردن چندان هنری نیست و این تبدیل را تذیر گویند و مبذرین برادران و یاران شیطانند،تبدیل خاص آن است که خمر توخل گرددو مشکل تو حل شودو مس دون زر خالص شودو نفس کافر مسلمان گردد.»(مناقب العارفین،1،صفحه498).
در حالی که عده کثیری کیمیا وقدرت ذهن خوانی ،پیش گویی آینده و...را کرامت می دانندمولانا کرامات را به بهترین شکل بدینسان می شناساند و می فرماید:
اندر دو جهان نیست ،نبوده است و نباشد جز دیدن روی تو کرامات افندی
تقدیم به استاد عزیزم دکتر طاهری
¤ نوشته شده در ساعت 06:57
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (3)
به نام بی نام او
دانش دنیوی ،دانش الهی
در جهان هستی به طور کل می توان از دو گونه دانش سخن راند:دانشی که در پایان از سینه پاک خواهد شدو دیگر دانشی که از پیشگاه الهی عطا می شود.این دو نوع را به این ترتیب هم می توانیم بیان کنیم : یکی دانشی که برای خودنمایی ،تکبر،کسب شهرت و اعتبار و به دست آوردن جاه و مقام فرا می گیرندو این دانش تا می تواند بر خودبینی می افزاید و تنها برای کسب رفاه فردی تحصیل می شود و به عنوان یک واسطه تلقی نمی شود بلکه هدف است.
اما دیگری دانشی است که برای انسانها و برای انسانیت تحصیل می کنند نه به عنوان هدف بلکه به عنوان وسیله از آن بهره برداری می کنند.دانش نخستین هرچه می خواهد باشد ،تنها بر انسان غرور می افزاید ،انسانهای دیگر را حقیر نشان می دهد.طالب آن هرگز نمی اندیشد که دانسته های او نسبت به ندانسته هایش ذره ای از خورشید و قطره ای از دریا است.این نوع دانشمندان از گفتن نمی دانم شرم می کنند همه چیز را می دانند به همین دلیل از ندانسته های خود هم سخن می گویندو به سوی بدترین عادت که دروغگویی است کشیده می شوند.
انسان را«دانشی باید که اصلش زان سرست». انسانی که به راستی و حقا به تعالی رسیده است به سبب کسب مقام و دانش خود را بالاتر نمی داند بلکه در می یابد که فرادست هر دانامردی داناتری استت و فراتر از همه آنها خدایی است که علم را ایجاد کرده است. خواندن و آموختن جهل را از بین می برد اما کمال نمی آورد حتی به انسان انانیتی می بخشد که من می دانم و نادانان را تحقیر می کند مخصوصا اینکه دانش هرگز بی کرانی مجهولات شخصی را در برابر معلوماتش نشان نمی دهد این چنین دانشی به انسان تعلق پیدا نمی کند بلکه وبال او می شود.
مولانا دانش غیر متعلق به انسان را به ناودان و آب ناودان و دانش متعلق به انسان را به باران مانند می کند باران باغچه و باغ و کشت و بذر را سیراب می کند اما بارانی که از ناودان جاری می شود گاهی ضرر هم می رساند.علم واقعی آن است که عجز مارا در برابر خداوند نشان دهد.
دانش یار و یاور مؤثری نیست فقط وجود ماست که می تواند وسیله نقلیه ای قرار گیرد برای رفتن به آن سوی ساحل.می توان به فکر کردن و جمع آوری اطلاعات ادامه داد.اما همه اینها قایق های کاغذی بیش نیستند،قادر نیستند در سفر دریایی به ما کمک کنند.هیچ چیزی از علوم و دانش زمینی به ما تعلق نداردهمه چیز قرضی و طوطی وار است ممکن است نقل قول کنیم و یا تمام کتاب های مرجع را از حفظ باشیم هیچ فرقی نمی کند اینها به ما تعلق ندراند . به مثابه سکه های تقلبی می مانند که صاحب آنها فکر می کند انسان ثروتمندی است در لحظه مرگ ناگهان در می یابد که چیزی به دست نیاورده است ؛ زیرا حصول هر چیزی منوط به آن است که از طریق وجود ما به دست آمده باشد.
کاری ز درون جان تو می باید
وز قصه شنیدن این گره نگشاید
تقدیم به استاد عزیزم محمد علی طاهری
¤ نوشته شده در ساعت 06:11
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (1)
« تو نيز باور کن »
شیلا شریعت
بنام شکوه محبت و آرمان مهر
تکرار تکراری دوستت دارم را دوست ندارم
بسی دشوار است
مکتوبات شعری این چنینی از محفوظات قلبی آن چنانی
من باور کردم تو نیز باور کن
بزرگی سکوت را
و برای من به ارمغان بیاور
گلی را که هرگز نرویاندی
و نیز جملهای را که هرگز نگفتهای
بگذار جاذب برادههای احساس تو باشم
من باور کردم، تو نیز باور کن
اینکه برای عشق ورزیدن یک قلب کفایت میکند
چرا که عنایت عشق ماورائی است
در جمع عشق یک و یک میشود یک
میگویم تو
میگویی تو
پس بگذار تو را آنقدر بالا برم که حسادت اوج را بر انگیزد
چرا که خود در حضیض ترین نقطه ممکن غرق گشتهام
نیمه دوم آذر ماه یکهزار و سیصد و هفتاد و شش هجری خورشیدی
¤ نوشته شده در ساعت 05:21
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)

درد من حصار برکه نيست. درد من زيستن با ماهياني ست
که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است...!
¤ نوشته شده در ساعت 05:07
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (3)
تذکر: فرادرمانی، انرژی درمانی(نیرودرمانی) نیست، زیرا انرژی درمانی متکی به حوزه پولاریتی بدن درمانگر می باشد؛ در حالیکه فرادرمانی به شبکه شعور کیهانی متکی است. حوزه پولاریتی را همه انسانها دارند، ولی در بعضی از افراد قویتر از سایرین می باشد. "انرژی درمانی" جزء بسیار کوچکی از "فرادرمانی" می باشد ( انرژی درمانی، هاله درمانی، ریکی و... سایر فِرَق دیگر ).
و إعتَصِمُوا بحَبل اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوا
وهمگی به رشته دین خدا چنگ زده و به راههای متفرق نروید
( آل عمران 103 )
نــوبــت کــهــنــه فــروشــان در گــذشــت نــو فــروشــانــیم و ایــن بازار مــاســت
( مولانا)
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 11:42
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
نکته مهم:
در این مکتب درمان توسط درمانگر انجام نمی شود و او نمی تواند از بابت قدرت چیزی را به خود نسبت دهد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی می کند تا حلقه ای بنام حلقه وحدت (حلقه وحدت- حبل الله) که حلقه بسیار هوشمندی می باشد تشکیل شود.
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم
( حافظ )

سـلـسلــه مــوی دوســت حـلـقـه دام بلاســت
هرکه دراین حلقه نیست فارغ از این ماجراست
( سعدی )
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 11:37
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
« هفت وادی (مرحله) عرفان ایرانی »
« هفت وادی (مرحله) عرفان ایرانی »
طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت، فنا
گـفـت مــا را هـفــت وادي در ره اســت چون گـذشتي هفت وادي، درگه است
وا نـيـامــد در جـهــان زيـــن راه کــــــس نـيـسـت از فـرســنـگ آن آگــــاه کــــس
چون نـيــامـــد بــاز کــــس زيـــن راه دور چـون دهـنـدت آگـــهـــي اي نـــاصــبــور
چـون شــدنـد آنـجـايـگـــه گـم سـر بسر کــي خـــبـر بــازت دهــد از بــي خـــبــر
هـــســت وادي طـــلــب آغــــــاز کــــــار وادي عـشق است از آن پـس، بي کنار
پــس ســيـم واديـــســت آن مـــعــرفـت پـــس چـهـارم وادي اسـتـغـنـي صـفــت
هــســت پـــنـجـم وادي تـوحـــيـد پـــاک پـس شـشـم وادي حـيــرت صـعـب نـاک
هـــفـــتــمـيـن، وادي فـقــرست و فـــنــا بــعـــد از ايــن روي روش نــــبـــــود تـــــرا
در کـشـش افـــتـــي، روش گـم گــرددت گـــر بـــود يـــک قــطــره قــلــزم گــــرددت
« شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري » |
¤ نوشته شده در ساعت 07:20
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)

برای درمان همه نوع بیماری می توان از اتصال به شبکه شعورکیهانی کمک گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماری ها را غیر قابل علاج بداند، زیرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکان پذیر می باشد.بیماریهایی مانند: ام.اس، سرطان، پارکینسون، جنون، صرع، اعتیاد، افراد اغمایی، افسردگی، بیماریهای روانی، اختلالات شخصیتی و بینهایت بیماریهای شناخته شده و ناشناخته دیگر توسط شبکه شعور الهی قابل درمان می باشد.
مــا خـاک را بـه نـظــر کیـمیـا کـنـیـم صد درد را به گوشه چشمی دوا کنیم
( شاه نعمت الله ولی )
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 06:25
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (1)
دسته بندی حلقه های ارتباط در عرفان کیهانی(حلقه)
دسته بندی حلقه های ارتباط در عرفان کیهانی(حلقه)
به نام بی نام او
استاد محمد علی طاهری
در عرفان کیهانی دو دسته حلقه ی کلی وجود دارد:
1-حلقه هایی که باید توسط فردی که متصل به حلقه است برای افراد دیگر برقرار شود.
2- حلقه هایی که نیازی به وجود فرد متصل کننده نیست و با جاری و برقرار شدن آن، همهمی توانند به طور مستقل آن را مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند.
الف) حلقه هایی که افراد بدون داشتن اطلاع از چگونگی آن در معرض قرار می گیرند(حلقههای روح جمعی).
ب) حلقه هایی که افراد می توانند از برقراری و همچنین از کاربرد آن مطلع شده و درصورت تمایل، به آن حلقه متصل شده و ارتباط برقرار کنند و مطابق تعریف آن حلقه، بهرهبرداری لازم را داشته باشند.
توضیحات:
الف) حلقه های ارتباط روح جمعی، حلقه هایی هستند که در آن برای تعالی بشر، ارتباط هایلازم اعلام می شود(البته در شبکه ها و جریان های منفی بر عکس عمل می شود) و در واقعمانند اثر دعا برای صلح، سلامت، آگاهی، معرفت و ... در جامعه ی بشری عمل کرده و در روحجمعی انعکاس پیدا می کند. توضیح این که روح جمعی در واقع ذهن اشتراکی بشر است(جداگانهدر مورد آن بحث خواهد شد).
ذهن اشتراکی بشر، از دو ناحیه ی کلی تحت تاثیر قرار می گیرد:
- ذهن کلیه ی آحاد بشر
- حلقه های مثبت و منفی
ذهن اشتراکی(روح جمعی) از طریق ذهن همه ی افراد بشر تحت تاثیر قرار می گیرد و روح حاکمبر بشریت را شکل می دهد و همچنین افراد طرفدار شبکه های مثبت و منفی که به این شبکه هااتصال دارند، از طریق اتصال های ویژه ای که می تواند بر ذهن اشتراکی(روح جمعی) اثر گذار باشد،آن را تحت تاثیر مثبت و یا منفی قرار داده و فکر بشر را به سمت مورد نظر خود هدایت کنند.ارتباط ویژه، یکی از ارتباط های حلقه ی عام مطروحه درعرفان کیهانی است که به منظور طرفداریاز شبکه ی مثبت و در خدمت عرفان کمال، در ذهن اشتراکی(روح جمعی) اعلام شده است. اینارتباط می تواند در جهت ایجاد آرامش، خود درمانی(فرادرمانی) و رسیدن به ادراک و اشراق، ازطریق اتصال به شبکه ی شعور کیهانی به کار گرفته شده و مسیر این حرکت را برای آنان هموارنماید.
شرایط و نحوه ی برقراری اتصال:
کلیه ی علاقمندان می توانند در خلال تمام مدت شبانه روز و در هر محلی از این اتصال استفادهنمایند و همه قادر خواهند بود از طریق این حلقه به شبکه ی شعور کیهانی متصل شده و از رحمتعام الهی بهره مند شوند.تنها شرط برقراری اتصال، شاهد شدن و بیطرف بودن نسبت به حلقه است و نیازی به داشتنایمان و اعتقاد نسبت به حلقه ی مورد نظر نیست. هر شخصی در هر لحظه می تواند به طورمستقل وارد این حلقه شده و بر خلاف سایر حلقه های عرفان کیهانی نیازی به وجود فرد متصلکننده و همچنین دادن اسم نیست. نکته ی مهم در مورد استفاده از ارتباط ویژه این است که نیازی نیست که به نام فرد استارت زدهشود و همین که فردی بخواهد وارد حلقه شود، ارتباط او برقرار خواهد شد و هیچ محدودیتی ندارد.نکته ی دیگر این که برای وارد شدن به حلقه، فقط نظر فرد مبنی بر استفاده از حلقه کافیست ولازم به ادای جمله ی خاصی نیست.
بر گرفته از وبلاگ رسمی روابط عمومی عرقان حلقه
interuniversal.persianblog.ir
¤ نوشته شده در ساعت 06:14
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (1)
اطلاعیه روابط عمومی موسسه عرفان حلقه در تاریخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۶
قابل توجه تمام بازدیدکنندگان وبلاگ از تمام نقاط دنیا
حلقه ارتباط ویژه
بسم الله الرحمن الرحیم
طبق نظر و اعلام استاد محمد علی طاهری، به مناسبت ایام الله دهه فجر، حلقه ارتــــبـــــــاط ویژه، از
ساعت ۲۲ مورخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۶، به طور ۲۴ ساعته در تمام دنیا اعلام می گردد.
تمام مردم دنیا، جهت بهره گیری از درمان، رسیدن به آرامش، کاهش اضــــــطراب و نـــــــگـــــرانی و ...
می توانند از این ارتباط به طور نامحدود بهره مند شوند.
لازم به توضیح است که از این ساعت به بعد، کلیه انسانها در تمام نقاط دنیا، می توانند ارتباط
گرفته و وارد این حلقه گردند.
شــــــرط برقراری ارتباط و حضور در این حلقه، فقط و فقط شاهد بودن است و هیچ نیازی به دادن
اسم، مشخصات و یا ساعت اتصال نمی باشد.
شـاهد بودن، به معنی تسلیم و بی طرفی است و فرد اتصال گیرنده، فقط کافی است که بدون قضاوت
شاهد برقراری این حلقه باشد.
این ارتباط برای تمامی مردم دنیا برقرار می باشد.
نحوه برقراری ارتباط ویژه
از اين پس تمام مردم دنيا در هر زمان كه مايل باشند مي توانند در حلقه ارتباط ويژه قرار گيرند كافي
است چشمان خود را ببندد و فارغ از وقايع بيروني شاهد وجود خودش گردد.
منظور از شاهد بودن اين است كه فرد بدون هيچ گونه قضاوت، متوجه وجودش و تغييرات در حال انجام
باشد. به محض شاهد شدن فرد وارد اين حلقه شده و ارتباط آغاز مي گردد. و هوشمندي حاكم بر
جهان هستي فرد را در معرض ارزيابي و اسكن قرار مي دهد و پروسه درمان از طريق هوشمندي
شروع مي شود. بستن چشم هيچ گونه الزامي ندارد. و فقط جهت جلوگيري از پرت شدن حواس
به اطراف انجام مي گردد و گرنه هركس در هر لحظه و در هر حالتي (خوابيده، نشسته، مشغول انجام
كار، چشم باز يا بسته) وارد حلقه ارتباط ويژه گردد و از نتايج آن بهره مند شود.
طــبق برنامه، خواهشمندیم که تمامی دوستانی که وارد این حلقه شده اند، اخلاقا متعهد شوند که
نام و نام خـــــــــانوادگی، نام کــــشور، ایمیل و شماره تماس خود را در لینک مربوطه در وبلاگ رسمی روابط عمومی عرفان حلقه قرار دهند باسپاس
بر گرفته از وبلاگ رسمی روابط عمومی عرقان حلقه
¤ نوشته شده در ساعت 07:06
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)
به نام بی نام او
نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پرده پندار در پیش
گرش چشم خدابینی ببخشند
نبیند هیچ کس عاجزتر از خویش
وقتی که احساس می کنیم شخصی فرزانه و آگاه است تصور عادی بر این است که
باید دروغگو و ریاکار باشد.چطور ممکن است که شخصی فرزانه تر و عالم تر از
ما باشد؟به همین سبب انتقادها شروع می شود.او نمی تواند فرزانه باشدنمی توانیم
باورش کنیم زیرا اگراز فرزانه ای عیب جوئی کنیم در واقع از فرزانگی و نیکو
بودن عیب جوئی کرده ایم و به این نکته می رسیم که فرزانگی در این جهان عملی
نیست.آن وقت احساس راحتی به ما دست می دهد آنگاه آسوده خاطر پی راه های
اهریمنی حود می روویم چون که :«هیچ کس فرزانه نیست همه مثل خود ما هستند
حتی بدتر از ما»برای همین است که این همه تهمت زده می شود این همه انتقاد و
اتهام .چرا چون طاقت نداریم.چون اگر شخصی فرزانه و نیکو باشد و ما نباشیم
خودخواهی ما فرو می پاشد و آن وقت این احساس درما زنده می شود که باید خودم
را پیدا کنم که کاری بس دشوار است.راه ساده تهمت زدن و عیب جوئی کردن است
ساده این است که بگوئی:«نه!نیست!چه می گوئی؟!امکان ندارد!»رد و انکار هر
چیزی ساده است.مردم چیزهای منفی را به سادگی باور می کنندچون نفس با
کوچک کردن دیگران احساس بزرگی میکند اما در مورد موارد نیکو و مثبت باید
آنقدر تلاش کنیم که شاید از ۱۰ نفر ۴-۵ نفر باور کنند که بابا می شود خوب
بود اگر بخواهیم همه درها باز است ما نمی خواهیم ببینیم.
¤ نوشته شده در ساعت 03:40
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (7)
مهرباني هميشه ارزشمندتر است
بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قيمتى را در جوى آبى پيدا كرد. روز بعد به مسافرى رسيد كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كيفش را باز كرد تا در غذايش با مسافر شريك شود. مسافر گرسنه، سنگ قيمتى را در كيف بانوى خردمند ديد، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسيار شادمان شد و از اين كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پيدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را يافت، سنگ را پس داد و گفت:«خيلى فكر كردم. مى دانم اين سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با اين اميد كه چيزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد اين سنگ را به من ببخشى!»
¤ نوشته شده در ساعت 11:37
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (1)
«فرادرمانی از منظرهای دیگر » به نقل از وحید فلاحی
«فرادرمانی از منظرهای دیگر » به نقل از وحید فلاحی
با یک تعریف ساده میتوان فرادرمانی را، درمان همهی بیماریهای انسان از طریق قرار گرفتن بیمار در حلقهای عرفانی و به وسیلهی شبکهی شعور کیهانی دانست. برای کسی که با فرادرمانی آشنایی نداشته باشد، بار معنایی کلماتی همانند حلقه و عرفان ممکن است باعث ایجاد برداشتهایی نادرست از این مقوله شده و بازار آشفتهی درمانهای غیرمتعارف نیز مزید برعلت شود تا فرادرمانی درهالهای از ابهام قرار گیرد. به همین منظور توضیحاتی در حد بضاعت نگارنده برای روشن شدن قضایا ارایه میگردد.
حلقهی یاد شده به هیچ عنوان ماهیتی فیزیکی نداشته و کلا در این نوع درمان از هیچ ابزاری استفاده نمیشود. حلقه به مجموعهای اطلاق میشود که حداقل دو عضو فرادرمانگر و بیمار در آن وارد شده و درمان بیماری به شبکهی شعور کیهانی بعنوان عضو سوم این حلقه واگذار میشود. بنابراین "حلقه" تعریفی است برای این مجموعه و پسوند "عرفانی" آن، تاکید بر این نکته است که این نوع درمان با توجه به شناختی که بنیانگذار آن از شعور کیهانی پیدا کرده است، پایهگذاری شده و از جنس علوم پزشکی امروزه نیست.
لازم به ذکر است که این شناخت نه تنها شامل بنیانگذار این مجموعه میشود، بلکه با دیدن نتایج فرادرمانی، این شناخت به بیمار و فرادرمانگر نیز تسری مییابد. در واقع آشنایی عملی با شبکهی شعور کیهانی از اهداف اولیهی فرادرمانی بوده و باعث میشود که فرادرمانگر با دیدن نتایج حیرتانگیز درمان، به شناختی از شبکه شعور کیهانی برسد.
منبع:وبلاگ روابط عمومی موسسه عرفان حلقه
http://interuniversal.persianblog.com
¤ نوشته شده در ساعت 10:14
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (2)
¤ نوشته شده در ساعت 01:18
توسط مهدیه |
ارسال نظر -
پيام هاي ديگران (0)